عطا ملك جوينى
235
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
تبديل پسران « 1 » بمعرفت و رضاى ابراهيم عليه السّلام بود و آن سرّ ازو مخفى نه و اينجا محمّد بن بزرگ اميد اين سرّ ندانسته و حسن را كه امام بود پسر خود پنداشته ، و ارباب اعتقاد اوّل و روايت متقدّم گفتند محمّد ابن بزرگ اميد بعد از ولادت پسر واقف شد كه پسر از آن او نيست و آن شخص كه طايفهء گمراه فرض امامت او كردند با زن او فجور و زنا كرده است و « 2 » آن شخص را در نهان بكشت ، پس برين ظنّ محمّد بن بزرگ اميد امام را كشته است ، و ديگر آنك ياد كرديم كه او « 3 » در التزام رسوم اسلام و متابعت اركان شريعت بر قاعدهء مذهب حسن صبّاح f . 167 a كه عين افتضاح بوده است نطاق صلابت و تشدّد بربسته است « 4 » با او بد باشند « 4 » و اكثر برو لعنت كردند و زيارت گورى « 5 » كه هم پهلوى « 6 » گور حسن صبّاح و بزرگ اميد و دهدار بو على اردستانى نهاده
--> ( 1 ) مراد از « پسران » پسر حضرت ابراهيم و پسر ملخيزداق سابق الذّكر است ( ص 233 ) ، ( 2 ) آ ب د ز س « او » بجاى واو ، ( 3 ) كذا ، فى ب د ط ، ساير نسخ : او را ، - ضمير « او » راجع است بمحمّد بن بزرگ اميد ، ( 4 - 4 ) تنقيط قياسى از روى ح : با او بد ؟ ؟ ؟ باستد ؟ ؟ ؟ ، آ : با او بداشد ؟ ؟ ؟ ، ب بتصحيح جديد : با او عداوت داشتند ، ج ل : تا او بىراه شد ، ك : با او به راه شد ، ى : تا آدمى راه شد ، د ز ط س جمله را ندارند ، - قبل از « با او بد باشند » براى ربط و سلاست كلام كلمهء مانند « لهذا » يا « بنابرين » و نحو آن بايد تقدير گرفت ظاهرا ، ( 5 ) كذا فى اكثر النّسخ ، ح : كور ، س دو سه سطر از متن در اينجا در حاشيهء آن نوشته شده بوده و در عكس نگرفته است ، - ظاهرا بل بنحو قطع و يقين صواب در متن « گور وى » است بجاى « گورى » ، و اين اخير بلاشك تصحيف نسّاخ است چه واضح است كه صحبت از محمّد بن بزرگ اميد است و مراد گور اوست نه « گورى » بنحو نكرهء لا على التّعيين زيراكه در اين صورت اين جمله ادنى ربطى و مناسبتى با سابق و لاحق كلام نخواهد داشت ، ( 5 - 6 ) ز : كه هم بر پهلوى ، ك : هم كه پهلوى ،